آشنایی با مفهوم تورمآشنایی با مفهوم تورم

همه افراد کم و بیش راجع به تورم اطلاعاتی دارند اما تصمیم گرفتیم جهت بیشتر شدن آشنایی با مفهوم تورم یک مقاله کوتاه در وبسایت ارائه دهیم. تامین مالی موضوع بسیار مهمی است که نیرو محرکه شرکت ها در جهت رشد و توسعه و در نهایت کمک به رشد اقتصادی کشور است.

این تامین مالی از بخش پولی و مالی صورت می گیرد. وقتی مردم پول خود را تبدیل به سکه و طلا می کنند و در صندوقچه نگهداری می کنند ارزش از اقتصادخارج می شود و این موضوع تامین مالی سرمایه گذاری را در بلند مدت با چالش مواجه خواهد کرد. از این رو در اقتصاد باید چاره اندیشی شود که هم آشنایی با مفهوم تورم صورت بگیرد، که مردم در بازار پول و سرمایه مشارکت بیشتری داشته باشند.

یکی از تصمیمات استراتژیک مردم در خصوص تبدیل پول خود به کالاهای با دوام، طلا و سکه در زمان انتشار آمار تورم یا انتظارات از آن تورم است. اما متاسفانه برخی از این تصمیمات اشتباه است چرا که در بازگو کردن مفهوم تورم دچار اشتباه شده ایم و به طور کامل آشنایی با مفهوم تورم نداریم.

بیشتر بخوانید: نقد و بررسی تخصصی بروکر فیبو Fibo

  • وقتی بیان می شود تورم از 15 درصد به 10 درصد رسیده است به این معنا نیست که قیمت ها 5 درصد ارزان شده اند، بلکه قیمت ها همچنان در حال افزایش هستند اما آهنگ رشد قیمت ها کاهش یافته است.
  • وقتی گفته می شود تورم از 15 به درصد رسیده است باید مشخص گردد کاهش قیمت کدام اقلام در شاخص قیمت مصرف کننده CPI در نهایت باعث کاهش تورم شده است.

سرمایه گذاری  در بورس مناسب چه کسانی است؟

بهبود وضع مالی با 10 توصیه

کنترل احساسات هنگام معامله

در ادامه ی بحث آشنایی با مفهوم تورم باید بدانید که شاخص قیمت مصرف کننده و تغییرات آن به عنوان تورم در نظر گرفته می شود. اما باید بدانیم این شاخص دربرگیرنده تعدادی از کالاها و خدمات است. هرکالا وزن خاصی در این شاخص دارد. فرض کنید مقدار این شاخص در ابتدای سال 94 برابر با 150 بوده و در انتهای سال 94 برابر با 162. در این حالت میزان تغییرات (تورم) برابر با 8درصد است. خوب باید بررسی شود تغییرات کدام یک از اقلام شاخص مصرف کننده سرجمع باعث دستیابی به رشد قمیت 8 درصدی شده است. ممکن است برخی اقلام این شاخص حتی کاهش قیمت را تجربه کرده باشند و در واقع افزایش قیمت برخی اقلام ( که وزن بیشتری دارند ) باعث رشد قیمت نهایی شده است. خوب تغییرات در قیمت های مطلق در نهایت باعث تورم شده است. بحث قیمت های نسبی را نباید فراموش کرد.

(قیمت نسبی به معنای تغییر قیمت یک کالا با کالای دیگر است.) فرض کنید در دوره ای که تورم 8 درصد بوده قیمت نسبی پوشاک 12 درصد رشد داشته است. حال این پوشاک جزیی از همان شاخص مصرف کننده است که رشد 12 درصدی آن با کاهش قیمت در سایر اقلام این شاخص تا حدودی خنثی و در نهایت برآیند 8درصد شده است. بحث مدیریت تورم با بحث مدیریت قیمت های نسبی متفاوت است. در مدیریت دولت باید سیاست های پولی و مالی را اجرا کند در حالی که در بحث قیمت های نسبی باید علت بالا بودن قیمت پوشاک نسبت به سایر اقلام مشخص گشته و حل شود.

شفافیت در این زمینه باعث درک بهتر مفهوم تورم از سوی مردم شده و در نهایت بر تصمیم آن ها که آیا وجوه خود را در بازار مالی وارد کنند یا به شکل طلا و سکه آن را در صندوقچه نگهداری کنند تاثیر خواهد گذاشت. البته این که دولت چه اقدامی باید انجام دهد نیاز به بررسی بیشتر دارد. برای مثال در شاخص مصرف کننده سهم مواد غذایی و حمل و نقل بیشتر از سایر موارد است. حال افزایش قمیت این گروه 20 درصد بوده و سایر اقلام کاهش قیمت را تجربه کرده اند. در نهایت تورم به خاطر خنثی سازی تغییرات قیمتی عدد کمتر از 20 درصد را نشان می دهد.

بیشتر بخوانید: میانگین متحرک چیست؟ چگونه می توان به میانگین متحرک معامله کرد؟

برخی اقلام برای مردم قابل لمس هستند و مردم تنها تغییرات قیمت آن ها را مبنای افزایش یا کاهش تورم در نظر می گیرند. در این حالت باید بررسی شود افزایش قیمت مواد غذایی و حمل و نقل به چه دلیلی بوده است. مطمئنا عدم توجه به دلیل رشد قیمتی ممکن است باعث اتخاذ سیاستی اشتباه از سوی دولت گشته که در نهایت آثار بدی برروی جامعه خواهد گذاشت.

دلیل رشد قیمتی ممکن است باعث اتخاذ سیاستی اشتباه از سوی دولت گشته که در نهایت آثار بدی برروی جامعه خواهد گذاشت. شاید اولین سیاست که برای مهار تورم به نظر برسد این باشد که دولت اقداماتی انجام دهد که تقاضا را کاهش دهد. خوب اگر افزایش قیمت مواد غذایی و حمل ناشی از کمبود عرضه باشد چه؟ در این حالت اتخاذ سیاست هایی که باعث کاهش تقاضا شوند ضربه بدی را به اقتصاد وارد خواهد کرد. بلکه در این مورد دولت باید سمت عرضه را تقویت کند. در این حالت است که مفهوم قیمت های نسبی مطرح می شود. در مثال بالا ما بیان می کنیم که قیمت های مواد غذایی و حمل و نقل نسبت به سایر اقلام بالاتر رفته(قیمت های نسبی افزایش یافته) است. دولت باید ریشه یابی مشکل کند تا مشخص گردد چه عاملی باعث افزایش قیمت های نسبی شده است.

این موضوع مطرح شد به این دلیل که حالت عکس قضیه نیز ممکن است اتفاق بیافتد و قیمت کالاهایی که برای مردم بیشتر قابل لمس هستند کاهش یافته باشد اما به علت تغییرات افزایشی قیمت سایر اقلام در نهایت شاخص قیمت مصرف کننده افزایشی ( وجود تورم ) بوده است. بحث پوشاک، غذا و حمل و نقل و خدمات پزشکی برای مردم بسیار مهم است. ما می توانیم خودرو نداشته باشیم اما نمی توانیم غذا نخوریم. افزایش قیمت این اقلام به خودی خود تاثیرات بدی را بر شیوه نگرش مردم خواهد گذاشت و آن ها به همین دلیل در محاسبات خود از آینده به شرایط ناامید کننده ای دست خواهند یافت. جامعه ناامید توان حرکتی نخواهد داشت و در نهایت چرخه اقتصادی کشور رو به نابودی خواهد رفت.

درنهایت در انتهای بحث آشنایی با مفهوم تورم دو موضوع بیان می شود:

1- شاخص قیمت مصرف کننده به ریز مطالعه شود تا مشخص گردد تغییرات کلی این شاخص ناشی چه افزایش و کاهشی بوده است.

2- این که در زمان وجود یا عدم وجود تورم به دنبال اتخاذ سیاست پولی و مالی باشیم لزوما درست نیست. چرا که ممکن است کمبود تولید ( افزایش قیمت به خاطر کمبود عرضه ) به علت وجود کالاهای قاچاق باشد که در نهایت باعث شده تولید کننده داخلی را متضرر کند.

3- بررسی دقیق دو مورد بالا هم از سوی دولت هم از سوی مردم باعث اتخاذ بهترین تصمیم خواهد شد.

آشنایی با مفهوم تورم
Tagged on:                             

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *